ماسه زی
لغت نامه دهخدا
ماسه زی. [ س َ / س ِ ] ( نف مرکب ) در ماسه زینده. ( اصطلاح جانورشناسی ) جانوری که در ماسه زندگی کند. ( فرهنگ فارسی معین ). فرهنگستان ایران این کلمه را معادل «آرِنیکل » فرانسوی انتخاب کرده است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران ص 131 شود.
فرهنگ فارسی
( صفت و اسم ) جانوری که در ماسه زندگی کند.
جمله سازی با ماسه زی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترکیبات آهک شکفته ۱۰ واحد، خاکستر ۷ واحد، خاک رس ۱ واحد، ماسه بادی ۱ واحد و لوئی ۳۰ الی ۵۰ کیلوگرم است.
💡 این گیاه با شاخههای پرخار به صورت تیغهای مثلثی مورد تعلیف شتر قرار میگیرد و در ماسه ریگزارهای بیابانها رشد میکند و مقداری تلخی با طعم شوری دارد.
💡 در دو طرف بنای اصلی دو بنای کوچکتر و قرینه بهچشم میخورد که در سمت غرب یک مسجد سهگنبدی وجود دارد که از ماسهسنگ (قهوهای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابه مهمانسرا به کار میرفتهاست.
💡 پورنگ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر پرنگ استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.سنگ میزبان این اندیس ماسه سنگ، کالک شسیت است و دیرینگی آن به دوران کرتاسه بالایی میرسد. در این اندیس، پاراژنزهای پیریت یافت میشوند.
💡 معمولاً پایهٔ اصلی خاک گلدان، خزهٔ پودهزار (با سنگ آهک) یا الیاف نارگیل است. مواد اضافی مورد استفاده در مخلوط ممکن است شامل ماسه، پرلیت، و شن (برای بهبود زهکشی) و ورمیکولیت (برای بهبود ماندگاری رطوبت) بشوند.
💡 بزرگترین معدن کهربا در غرب کالینینگراد در روسیه در عمق ۳۰ متری زمین در زیر شن و ماسه است.