لغت نامه دهخدا
لیز و ویلیز. [ زُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) بسیار لزج. سخت لزج، چنانکه هندوانه زمستان بر او گذشته. لزج کریه منظر مانند درون هندوانه فاسد شده در آخر زمستان.
لیز و ویلیز. [ زُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) بسیار لزج. سخت لزج، چنانکه هندوانه زمستان بر او گذشته. لزج کریه منظر مانند درون هندوانه فاسد شده در آخر زمستان.
از اتباع. بسیار لزج. سخت لزج چنانکه هندوان. زمستان بر او گذشته. لزج کریه منظر مانند درون هندوان. فاسد شده در آخر زمستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدن پرنده بالغ تماماً سفید بجز ماسک قرمز تیرهای که از نوک منقار تا پشت چشم کشیده شدهاست. عنبیه چشم زرد رنگ و پاها به رنگ قرمز است. جنس نر و ماده مشابه هم هستند اما پرنده نر از ماده کمی بزرگتر است. در پرنده نابالغ ماسک با پر پوشیده شده و شاهپرها به رنگ نخودی است. تنها در اینگونه از درناها منقار دندانه دار است که به پرنده امکان تغذیه از ریشههای زیر زمین و شکارهای لیز و لغزنده میدهد. بعضی عقیده دارند که این پرنده با ظاهر و رفتارها و حرکات موزون خود شبیه دلقکهاست.
💡 در پایان فیلم، مطالبی بر صفحه نمایش درج می گردد مبنی بر اینکه علیرغم تحقیقات پلیس هیچ نشانه ای از لیز و کریستی بدست نمی آید.