لگن به سر
لغت نامه دهخدا
لگن به سر. [ ل َ گ َ ب ِ س َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دیگ به سر. قزقان به سر. موجودی با لگنی بر سر که در تصور کودکان آرند، بیم دادن ایشان را چون یک سرو دوگوش. لولو خرخره و جز آنها. || در تداول عامه، فرنگی به مناسبت کلاه شاپو که بر سر نهد.
جمله سازی با لگن به سر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرخرگ تهیگاهی درونی شاخه ای از سرخرگ تهیگاهی مشترک بوده و در داخلی لگن به شاخههای متعدد قدامی و خلفی تقسیم میشود؛ که یکی از آنها سرخرگ رحمی است. سرخرگ رحمی پس از جدا شدن از سرخرگ تهیگاهی درونی در داخل رباط پهن زهدان طی مسیر میکند. از مجاورات بسیار مهم سرخرگ رحمی، میزنای (حالب) است و درست قبل از رسیدن سرخرگ رحمی به رحم، میزنای از زیر سرخرگ رحمی گذشته و به مثانه متصل میشود. سرخرگ رحمی در نزدیکی ایسم رحم به دو شاخه نزولی و صعودی تقسیم میشود. شاخه صعودی، رحم و لولههای رحمی را تغذیه میکند و شاخه نزولی (سرویکال) با سرخرگ مهبلی آناستوموز میدهد.
💡 تشت یا لگن به ظرف فلزی، چوبی یا پلاستیکی بزرگ و پهن گفته میشود.