لگد انداختن

مترادف‌ها

لگد زدن

لغت نامه دهخدا

لگد انداختن. [ ل َ گ َ اَ ت َ ] ( مص مرکب )لگد افکندن. لگد زدن. جفتک انداختن چنانکه اسب و خرو جز آن. || امتناع ورزیدن. تن درندادن به عملی یا معامله ای و امثال آن. نپذیرفتن امری را.

فرهنگ معین

( ~. اَ تَ ) (مص ل. ) ۱ - جفتک انداختن. ۲ - کنایه از: سرکشی کردن.

ویکی واژه

جفتک انداختن.
کنایه از: سرکشی کردن.

جمله سازی با لگد انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اردیبهشت ۱۳۸۶، گزارشی از یورش شبانهٔ نقابداران پلیس، به خانهٔ «لات و لوت» های تهران و بیرون کشیدن این افراد زیر رگبارهایی از لگد و مشت، تحقیرشان با انداختن آفتابه‌ای بر گردنشان و دور محله گرداندن این افراد، منتشر شد. در یکی از عکس‌ها، پلیس با چکمه بر صورت مجرم یا متهم، فشار وارد می‌کند. در عکس‌ها دیده می‌شود که آفتابه را با بند از گردن مجرم یا متهم، آویزان کرده‌اند و در عکسی دیگر نیز لولهٔ آفتابه را درون دهان او وارد کرده‌اند تا از این راه سخن بگوید. در تصویری نیز شمشیر پلاستیکی به متهم داده‌اند.

💡 8.بیرون انداختن حریف از سکو دو امتیاز دارد. و اگر ورزشکاری در یک راند دو مرتبه از سکو بیرون انداخته شود بازنده آن راند خواهد بود. ( اگر با ضربه موثر مشت یا لگد حریف به بیرون انداخته شود دو امتیاز بیرون انداختن به احتساب امتیاز ضربه وارد شده برای زننده ضربه ثبت خواهد)

💡 بازیکن فوتبال با یک حرکت سریع و ناگهانی، سعی کرد با لگد انداختن به توپ، آن را از میان دفاع رقیب عبور داده و به سمت دروازه هدایت کند.

💡 در جریان دعوای خیابانی، یکی از افراد با عصبانیت شروع به لگد انداختن به وسایل اطراف کرد که باعث شد شاهدان با وحشت از آن صحنه فرار کنند.

💡 او برای یادگیری فنون دفاع شخصی، در کلاس‌های تخصصی تمرین می‌کرد تا بتواند در موقعیت‌های خطرناک، با لگد انداختن صحیح، از خود در برابر مهاجمان محافظت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران