جفتک انداختن

لغت نامه دهخدا

جفتک انداختن. [ ج ُ ت َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جفته انداختن. لگد پراندن. از پشت با دو پا لگد پرانیدن. لگد زدن. آلیزیدن. رکل. اسکیزه. اسکیزیدن. || مخالفت کردن. ( فرهنگ عامیانه ). || بدرفتاری کردن. بدلعابی کردن. ( فرهنگ عوام ). || دیر پذیرفتن. سخت قبول کردن چیزی را و دردسر ایجاد کردن.

فرهنگ فارسی

جفته انداختن لگد پراندن از پشت با دو پا لگد پرانیدن یا مخالفت کردن

جمله سازی با جفتک انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استون در کودکی دارای توانایی تحصیل بود و در پنج سالگی وارد پایه دوم شد. استون می‌گوید که او و خواهرش هر دو در کودکی به‌وسیلهٔ پدربزرگ مادری خود مورد آزار جنسی قرار گرفتند. گردن او در ۱۴ سالگی به‌وسیلهٔ جفتک انداختن اسب به‌شدت آسیب دید.

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز