قره حسن
لغت نامه دهخدا
قره حسن. [ ق َ رَ ح َ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در 5 هزارگزی جنوب خاوری مرزبانی نزدیک به قشلاق امیرمحترم. موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیر است. سکنه آن 185 تن. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات، حبوبات، توتون، صیفی، لبنیات. شغل اهالی زراعت، قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد، و تابستان از طریق زرین میتوان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۵ هزار گزی جنوب خاوری مرزبانی نزدیک به قشلاق امیر محترم و موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیر است.
جمله سازی با قره حسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از فتح تهران به دست نیروهای مشروطهخواه، عینالدوله حاضر نشد به کشورهای خارجی پناهنده شود و برای نجات جان و آزادی خود، املاکش در قرهباغ را به دولت بخشید. در ازای پرداخت پیشکشی قابلتوجه، قول والیگری فارس را نیز به او دادند اما انتصاب او بهخاطر مخالفت شدید حسن تقیزاده منتفی شد. هرچند برای مراسم افتتاح دورهٔ دوم مجلس شورای ملی (نوامبر ۱۹۰۹) از عینالدوله دعوت کردند اما او به مدت چهار سال هیچ سمت دولتی نداشت و در این حین، بهخاطر جعل سند خرید املاک در فریمان، تحت پیگرد قانونی بود.