قاضی عمر

لغت نامه دهخدا

قاضی عمر. [ ع ُ م َ ] ( اِخ ) ابن سهلان ساوجی. رجوع به قاضی ساوجی عمر شود.
قاضی عمر. [ ع ُ م َ ] ( اِخ ) ابن فخرالدین. رجوع به قاضی بیضاوی عمر شود.
قاضی عمر. [ ع ُ م َ ] ( اِخ ) ابن محمود. رجوع به قاضی حمیدی شود.

جمله سازی با قاضی عمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمر و قاضی چون مرا دشمن گرفت مسخ گردید و ره گلخن گرفت

💡 عقل اگر قاضی است، بر بی اعتباریهای عمر محضری پر مهر باشد، صفحه هر لاله زار

💡 قاضی نورالله در سال ۱۰۱۹ ق. در حالی که حدود هفتاد سال عمر داشت در زیر شلاق کشته شد.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز