قابل امتداد
مترادفها
کشسان، ممتد، قابل طول دادن
متضادها
غیرقابل امتداد، محدود
لغت نامه دهخدا
قابل امتداد. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) امتدادپذیر. کشش پذیر. رجوع به قابلیت امتداد شود.
فرهنگ فارسی
امتداد پذیر کشش پذیر
جمله سازی با قابل امتداد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 واشینگتن و لندن به جای جنگ بر سر قلمرو دوردست و ناآرام، به طور دوستانه مذاکره کردند.دولت های قبلی ایالات متحده پیشنهاد داده بودند که منطقه را در امتداد مدار 49 تقسیم کنند، که برای بریتانیا قابل قبول نبود، زیرا این کشور دارای منافع تجاری در امتداد رود کلمبیا بود.تقسیم برگزیده بریتانیا برای پولک غیرقابل قبول بود، زیرا پیوجت ساند و تمام زمین های شمال رود کلمبیا را به بریتانیا اعطا می کرد، و بریتانیا حاضر به پذیرش مدار 49 امتداد یافته به اقیانوس آرام نبود، زیرا به این معنی بود که کل گشایش به پیوجت ساند خواهد بود.در دست آمریکا باشد و شهرک های خود را در امتداد رود فریزر منزوی کند.
💡 این کابل برق دارای طراحی خاصی است که آن را به صورت قابل امتداد در میآورد تا بتوان از آن در مسافتهای طولانی استفاده کرد.
💡 در طراحی ساختمانهای مدرن، استفاده از دیوارهای قابل امتداد به معماران اجازه میدهد تا فضای داخلی را به راحتی تغییر دهند.
💡 این نرمافزار جدید دارای قابلیتهای قابل امتداد است که به برنامهنویسان اجازه میدهد ویژگیهای جدیدی را بدون تغییر ساختار اصلی اضافه کنند.