قابل انقباض
مترادفها
فشردنی، منقبضشونده
متضادها
قابل انبساط
لغت نامه دهخدا
قابل انقباض. [ ب ِ ل ِ اِ ق ِ ] ( ص مرکب ) انقباض پذیر. مقابل انبساطپذیر.
فرهنگ فارسی
انقباض پذیر مقابل انبساط پذیر
جمله سازی با قابل انقباض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یاختهگزندههایی بر روی تانتاکولها وجود دارند که حاوی سم هستند؛ این سم در هنگام تماس با یک موجود دیگر به سرعت آزاد میشود. تانتاکولها همچنین حاوی دستهای عضلات قابل انقباض از اپیتلیوم هستند که فارینکس یا حلق نامیده میشود. ژله ماهیان و شقایقهای دریایی نیز نماتوسیت دارند.