قابل اجراء
مترادفها
عملی، شدنی، قابل اجرا
متضادها
غیرقابل اجرا
لغت نامه دهخدا
قابل اجراء. [ ب ِ ل ِ اِ ] ( ص مرکب ) اجراشدنی. انجام پذیر. اجرأپذیر.
جمله سازی با قابل اجراء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پایهگذار و مدیر کانال تلگرامی به نام «بدون روتوش» است که در آن مطالب گوناگون انتقادی درج میگردید. وی در ۲۹ آبان سال ۱۳۹۷ توسط مأموران امنیتی به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبر حکومت ایران در دفتر وکالت خود بازداشت شد. داودی در اوایل خردادماه سال ۱۳۹۸ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۱۱۱ ضربه شلاق و ۳۰ سال حبس محکوم شد که از این میزان مجازات حبس، ۱۵ سال آن قابل اجراء است.
💡 تصمیمات اتخاذ شده در جلسات هیئت مدیره باید به گونهای دقیق و شفاف تدوین شوند که برای تمامی بخشهای اجرایی شرکت کاملاً قابل اجراء و عملیاتی باشند.
💡 طرح پیشنهادی برای بازسازی زیرساختهای شهری اگر بدون در نظر گرفتن بودجههای سالانه ارائه شود، عملاً غیرقابل اجراء خواهد بود و تنها در حد یک ایده باقی میماند.
💡 قانون جدید در مورد حفاظت از محیط زیست پس از تصویب در پارلمان، باید از طریق دستورالعملهای دقیق و قابل اجراء توسط سازمانهای محیط زیستی اعمال گردد.