غله دادن

لغت نامه دهخدا

غله دادن. [ غ َل ْ ل َ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) دادن گندم و جو و ارزن و امثال آن. دادن غله.غله کردن. || کرای سرای و کلبه و کاروانسرا و جز آن را دادن. رجوع به غَلَّه شود:
فراز گنبد سیمینش بنشستم به کام دل
ز زر و سیم گنبدرا به کام او دهم غله.عسجدی.- غله بازدادن؛ سود دادن. بهره مندکردن:
صحبت چو غله نمیدهد باز
جان در غله دان خلوت انداز.نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - دادن گندم و جو و ارزن و مانند آن ۲ - کرایه خانه و کلبه و کاروانسرا و جز آن را دادن ۳ - غله باز دادن.

جمله سازی با غله دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شور بختانه از این بنا تنها محوطهٔ میراث فرهنگی کنونی باقی مانده‌است و باقی بنا به دلایلی نا معلوم و به بهانهٔ فرسوده بودن تخریب شده‌است و در جای آن بناهای دیگری ساخته شده‌است در آغاز این بنا محل استقرار نمایندهٔ رضا شاه پهلوی آقای عابدین خان عالی خانی خراسانی جهت سروسامان دادن به وضعیت کشاورزی و درآمد وامور داخلی تاکستان بوده‌است و از فضای پشتی آن که دو در ورودی شرقی و غربی داشت به عنوان انبار غله و مالیات‌ها و بهره‌های ملوکانه استفاده می‌شده‌است.

💡 باز در صفحات تاريخ مى خوانيم كه ابن طاووس حسنى، نقيب علويان، فقيه و دانشمندبزرگ، كه همگان به تجليلش پرداخته اند، هنگام زكات دادن 110 تمام غله را خودبرمى داشت و بقيه را به مستمندان مى داد. (133)

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز