فرهنگستان زبان و ادب
{abscissa, x-coordinate} [ریاضی] مختص x (افقی ) یک نقطه (y و x ) در دستگاه مختصات دوبعدی متـ. طول 2
{abscissa, x-coordinate} [ریاضی] مختص x (افقی ) یک نقطه (y و x ) در دستگاه مختصات دوبعدی متـ. طول 2
طول نقطه (abscissa)
در هندسۀ مختصاتی، مختصۀx نقطه، یعنی فاصلۀ افقی آن نقطه از محور قائمیا محور yها. مثلاً طول نقطه ای به مختصات (۳,۴) برابر ۴ است. مختصۀy نقطه را عرض نقطه می نامند.
مختص x (افقی) یک نقطه (y و x) در دستگاه مختصات دوبعدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جزیره بوین ۳٬۴۰۲ نفر جمعیت دارد و دارای حدود ۶ کیلومتر عرض و ۱۲ کیلومتر طول است و نزدیکترین نقطه جزیره حدود ۳ کیلومتر با سرزمین اصلی فاصله دارد.
💡 نصف النهارها نیمدایرههایی از دوایر بزرگ طولی و هم اندازهاند که در دو نقطه متقابل در قطبها به هم میرسند.
💡 جزیرهٔ فارور در طول جغرافیایی ۲۶ درجه و ۱۵ دقیقه و عرض شمالی ۵۴ درجه و ۲۵ دقیقه در شمال جزیره سیری و جنوبغربی بندرلنگه و در نزدیکی بوموسی قرار گرفته است. طول این جزیره در امتداد شمالی-جنوبی حدود ۷٫۵ کیلومتر و عرض آن در جهت شرقی-غربی در حدود ۱۴٫۵ کیلومتر و مساحت آن بالغ بر ۲۶۲۰ هکتار است و بلندترین نقطه آن ۱۳۷٫۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد.
💡 از نظر سلولی، خطر مربوط به معرفی جهشهای نقطهای در طول سنتز ترنسلیژن ممکن است برای بازسازی مجدد نسبت به بیشتر مکانیسمهای قوی تر برای بازسازی دیانای ترجیح داده شود که در این صورت ممکن است باعث تودهای شدن کروموزومی یا مرگ سلولی شود.
💡 پس از آن درخت از میان می رود و میزان سایه و نقطه ی فرود گنجشک بر ما پوشیده میماند. حال با این فرض که ارتفاع درخت و طول سایه و فاصله ی نقطه ی فرود گنجشک تا بیخ درخت بر ما مجهول است، میخواهیم سهم هر یک از خریداران را تعیین کنیم و به ایشان دهیم.
💡 چو نقطه بی تو همه طول و عرض کرده رها چو غنچه بی تو بخود در گریخته دلتنگ