لغت نامه دهخدا
طبیعت کردن. [ طَ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چون طفل رضیع خنده کند یا حرف زند، گویند طبیعت کرده است، یعنی طبیعت و استعدادی به هم رساند. و این محاوره است و سند این در نثر نعمت خان عالی دیده شده، در هند مستعمل است. ( آنندراج ).
طبیعت کردن. [ طَ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چون طفل رضیع خنده کند یا حرف زند، گویند طبیعت کرده است، یعنی طبیعت و استعدادی به هم رساند. و این محاوره است و سند این در نثر نعمت خان عالی دیده شده، در هند مستعمل است. ( آنندراج ).
( مصدر ) خندیدن طفل شیر خواره ( مستعمل در هند ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معیارهای یاد شده نسبی و بسیار کیفی هستند. طیف وسیعی از اسیدی بودن برای حلالهای غیرپروتونی شناخته شدهاست. توانایی آنها برای حل کردن نمک به شدت وابسته به طبیعت خود نمک است.
💡 نخواهی رفت از این منزل حقیقت رها خواهی تو کردن این طبیعت