شش یکان

لغت نامه دهخدا

شش یکان. [ ش ِ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان. محصول آنجا غلات و حبوب و چغندر و سکنه آن 123 تن و آب آن از چشمه و فاضلاب سراب فش و داراب سر است. از کنگاور می توان اتومبیل برد. تپه ای از آثار ابنیه قدیم در باخترآبادی وجود دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با شش یکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکان یکان هم از اکنون همی پدید آید بر این حدیث گواهی دهد دوات گهر

💡 ای کاشکی که هر مو گردد زبان مرا تا مدح تو طلب کنمی ازیکان یکان

💡 امشب به دوش مجلسیان را یکان یکان بردند مست و ترک مرا خواب می‌برد

💡 بگیرم آنگه ریشش یکان یکان بکنم چو پر جوزه اندر ربوده گرسنه خاد

💡 دهستان یکانات یکی از دهستان‌های استان آذربایجان شرقی است که در بخش یامچی شهرستان مرند واقع شده‌است.

💡 یگانی های روستا خان یکان و بریانچال هم خود را دُروانی می‌دانند.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز