شر اندیشی

لغت نامه دهخدا

شراندیشی. [ ش َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل شراندیش. بداندیشی. رجوع به شراندیش شود.

جمله سازی با شر اندیشی

💡 دلا از طعن نادانان چه اندیشی ندیدستی که مفلس از تهیدستی گذارد عیب بر کالا

💡 تواند قطره اشکی بهم پیچید دوزخ را چه می اندیشی از آتش چو با خود چشم تر داری

💡 بنهاد ز درویشی صد تعبیه اندیشی در پردهٔ بی‌خویشی از خویش نهانم کرد

💡 چو با دل یار غاری تو چراغ چار یاری تو فقیر ذوالفقاری تو از آن خنجر چه اندیشی

💡 می کند صائب زبان عیبجویان را دراز کوته اندیشی که خود را می ستاید بیشتر

💡 خودشناسی مرتبط با خود اندیشی، فکر کردن در مورد خود و انتقاد از خود یا حتی پرسشگری انتقاد و قضاوت از تفکر خود محسوب می‌شود.