لغت نامه دهخدا
سه درک. [ س ِ دَ رَ ] ( اِ مرکب ) خطی باشد که بجهت قماربازی بر زمین کشند. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ). رجوع به سه پرک شود.
سه درک. [ س ِ دَ رَ ] ( اِ مرکب ) خطی باشد که بجهت قماربازی بر زمین کشند. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ). رجوع به سه پرک شود.
خطی باشد که بجهت قمار بازی بر زمین کشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بولگر در دوبلین، ایرلند زاده شد. او دختر مونیکا و درک بولگر است که یک قصاب است. او خواهر بزرگتر بازیگر اما بولگر نیز است.
💡 خور به سرما گفت امروز کنم درک حمل گفت رو درک حمل کن نکنم ترک عمل
💡 بدان صفی که ز عالیترین قد مگه قرب فتاد در درک اهبطو به نسیانی
💡 در عین حال، توانایی درک بقای شیء در حیوانات دیگری هم نشان داده شدهاست.
💡 ۲. انتخاب روش:در این مرحله با استفاده از درکی که از مسئله در ذهن ما وجود دارد یکی از روشهای حل مسئله مناسب با این مسئله را انتخاب میکنیم.
💡 با فیض دست با ظل او، بحر ممسک است با درک طبع روشن از برق کودن است