( سنگ بر سبو آمدن••• ) سنگ بر سبو آمدن. [ س َ ب َس َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از توبه کردن از شراب خوردن و عیش منغص کردن و شدن. ( آنندراج ): گزیدم خاکساری تا شوم ایمن ندانستم که هرجا هست سنگی بر سبوی عشق می آید.صائب ( از آنندراج ).رجوع به سنگ و سنگ بر سبو زدن شود.
فرهنگ فارسی
( سنگ بر سبو آمدن ) کنایه از توبه کردن از شراب خوردن و عیش و منغض کردن و شدن.
جمله سازی با سنگ بر سبو امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس با غلتک، مرکب بر روی سنگ نقش میبست و با فشار یکسان و یکنواخت سنگ بر روی کاغذ، عمل چاپ صورت میگرفت.
💡 شرر از سنگ برون آمد و من در خوابم سنگ بر سینه زند دل ز گرانجانی من
💡 سیدا پر خون کنم چون گل دهان خصم را سنگ بر کف دارم از فکر متین خویشتن
💡 شکست چینی فغفورگو سفال بر آمد چه صنعت است که مو از خمیر سنگ بر آرم
💡 مومیایی ز دل سنگ برون می آید شکوه خود به که ای عهدشکن عرض کنم؟
💡 روستای دیندارلو دارای دو واحد صنعتی شامل کارگاه تیرچه و بلوک و نیز معدن سنگ ساختمانی مجهز به سنگ بری میباشد