لغت نامه دهخدا
سلیقه دار. [ س َ ق َ / ق ِ ] ( نف مرکب ) خوش طبع. خوش وضع. دارای خصلت وسیرت نیک. خوشمزه. سلیقه مند. سلیقه شعار. ( ناظم الاطباء ). آنکه حسن انتخاب دارد. رجوع به سلیقه مند شود.
سلیقه دار. [ س َ ق َ / ق ِ ] ( نف مرکب ) خوش طبع. خوش وضع. دارای خصلت وسیرت نیک. خوشمزه. سلیقه مند. سلیقه شعار. ( ناظم الاطباء ). آنکه حسن انتخاب دارد. رجوع به سلیقه مند شود.
خوش طبع. خوش وضع. خوشمزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در واقع آشنایان برنجکار شمشیری از گیلان، برنج دُم سیاه درجهٔ یک و دامداران دوست او از ملایر و همدان گوشت کبابی اعلا و مرغوب را با وانت یخچال دار، منظماً به چلوکبابی وی واقع در سبزه میدان میرساندند و تهیهٔ چلوکباب بسیار مطبوع با نهایت دقت و سلیقه از این محصولات و رضایت کارکنان و مشتریان چلوکبابی، نهایتاً چلوکبابی شمشیری را در تهران بینظیر و بیرقیب ساخت، طوریکه هر ظهر و شام علیرغم سالن بزرگ این رستوران، مشتریان بسیاری ناگزیر بودند برای خوردن چلوکباب مدتی به انتظار بایستند.