لغت نامه دهخدا
زنهارنامه. [ زِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) امان نامه. و صاحب ملخص اللغات آرد: السجل؛ زنهارنامه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زنهارنامه. [ زِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) امان نامه. و صاحب ملخص اللغات آرد: السجل؛ زنهارنامه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کند در نامه یاد از عهد و از پیمان و من در پی نهم زنهار بر جانش، که صد زنهار بنویسد
💡 نامه گر کار به جائی نرساند زنهار تو به فریاد رس او را و به افغان برسان
💡 ای کبوتر هر کجا بر خاک افتد نامهام کوی یار ماست آن زنهار از آنجا نگذری