رومی خوی
لغت نامه دهخدا
رومی خوی. ( ص مرکب ) رومی خو. آنکه به هر کس و هر جا رسد به رنگی و خویی جلوه گر شود. متلون المزاج. ( فرهنگ فارسی معین ). کسی را گویند که دورنگ و متلون مزاج باشد و به هرکه رسد به رنگ و خوی او شود. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( شرفنامه منیری ):
هوا چون خاک پای و آز خوک پایگاهت شد
خراج از دهر ذمی روی رومی خوی بستانی.خاقانی ( از جهانگیری ).
فرهنگ فارسی
یا روی خو. کسی را گویند که دو رنگ و متلون مزاج باشد و به هر که رسد به رنگ و خوی او شود.، ( رومی خو ی ) ( صفت ) آنکه به هر جایی و به هر کس برسد برنگی و خویی جلوهگر شود متلون المزاج.
جمله سازی با رومی خوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بیم ترک ختن رومیان زنگی خوی نهان شدند عربوار در سیه چادر