رومی خوی

لغت نامه دهخدا

رومی خوی. ( ص مرکب ) رومی خو. آنکه به هر کس و هر جا رسد به رنگی و خویی جلوه گر شود. متلون المزاج. ( فرهنگ فارسی معین ). کسی را گویند که دورنگ و متلون مزاج باشد و به هرکه رسد به رنگ و خوی او شود. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( شرفنامه منیری ):
هوا چون خاک پای و آز خوک پایگاهت شد
خراج از دهر ذمی روی رومی خوی بستانی.خاقانی ( از جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

یا روی خو. کسی را گویند که دو رنگ و متلون مزاج باشد و به هر که رسد به رنگ و خوی او شود.، ( رومی خو ی ) ( صفت ) آنکه به هر جایی و به هر کس برسد برنگی و خویی جلوهگر شود متلون المزاج.

جمله سازی با رومی خوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز بیم ترک ختن رومیان زنگی خوی نهان شدند عرب‌وار در سیه چادر

💡 او با آن رومی خوی و وقار خاص خود، در میان اشراف‌زادگان و بزرگان شهر بسیار مورد توجه و احترام قرار می‌گرفت.

💡 شخصیت‌های داستان دارای رومی خوی و رفتارهای با اصالت بودند که نشان از ریشه‌های تاریخی و فرهنگی عمیق آن‌ها داشت.

💡 در آن دوران، افرادی با رومی خوی در دربار حضور داشتند که دانش و فرهنگ خود را به خدمت پادشاه می‌رساندند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران