رستگاری دادن

لغت نامه دهخدا

رستگاری دادن. [ رَ ت َ / رَ دَ ] ( مص مرکب ) نجات دادن. رهایی دادن. رها ساختن. آزاد کردن. رهایی بخشیدن. نجات بخشیدن. آزادی دادن. رستگار نمودن. در امان داشتن. ایمن نمودن:
جهان را از عمارت داد یاری
ولایت را ز فتنه رستگاری.نظامی.به زنهار خویش استواریش داد
ز جادوکشان رستگاریش داد.نظامی ( از آنندراج ).که زور آورد چون تویاری دهی
که گیرد چو تو رستگاری دهی.سعدی ( از ارمغان آصفی ).و رجوع به رستگاری و رستگارو رستگار کردن شود.

فرهنگ فارسی

نجات دادن رهایی دادن آزادی دادن در امان داشتن ایمن نمودن.

جمله سازی با رستگاری دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رد دد ریدمپشن یک بازی جهان باز وسترن با دید سوم شخص است. در رستگاری خونین همه جور موجود زنده‌ای از خرس گریزلی، گوزن شمالی، گرگ، گاومیش آمریکایی گرفته تا راکون، یوزپلنگ آمریکایی، کرکس و مار زنگی پیدا می‌شود، و مهم‌تر این‌که بازی‌کننده می‌تواند با شکار این موجودات به کسب درآمد بپردازد. راک‌استار با بهره‌گیری از تکنولوژی ضبط حرکت به ساخت اسبها بازی پرداخته‌است.انجام دادن مراحل به صورت خطی است. گیمر می‌تواند جدا از بازی آزادانه در بازی بچرخد.

💡 نهایتاً در مسیحیت، هرشخصی بنابر تصمیم خود و به هر دلیلی، آزاد است خود را ختنه کند یا نکند، اما مسیحیت می‌آموزد که رستگاری انسان در گرو ختنه شدن یا نشدن او و آداب و رسوم ظاهری نیست، بلکه در گرو ایمان به خدا و محبت قلبی به خداوند و همچنین محبت به همنوع (به معنی انجام دادن اعمالی چون کمک به نیازمندان، پاکدامنی یا انجام ندادن اعمالی چون ظلم و دروغ و ریاکاری و انواع فسادهای اخلاقی).

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز