لغت نامه دهخدا
دفتر کردن. [ دَ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طومار کردن. در فهرست مندرج کردن. ( ناظم الاطباء ). دفتر ترتیب دادن. نوشتن. کتاب ساختن. تحریر کردن:
چون مناقب نامه آل نبی دفتر کنند
نام او چون فاتحه آغازآن دفتر سزد.سوزنی.
دفتر کردن. [ دَ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طومار کردن. در فهرست مندرج کردن. ( ناظم الاطباء ). دفتر ترتیب دادن. نوشتن. کتاب ساختن. تحریر کردن:
چون مناقب نامه آل نبی دفتر کنند
نام او چون فاتحه آغازآن دفتر سزد.سوزنی.
طومار کردن. در فهرست مندرج کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از قضات و اعضای مجلس اعلا (مانند سناتورهای مادامالعمر) دارای تصدی مادامالعمر هستند. هدف اولیه تصدی مادامالعمر، ایزوله کردن صاحب دفتر از فشارهای خارجی است. به برخی از سران کشورها مانند پادشاهان و رؤسای جمهور مادامالعمر نیز حق تصدی مادامالعمر داده میشود. قضات فدرال ایالات متحده پس از منصوب شدن توسط رئیسجمهور و تأیید سنا، بهصورت مادامالعمر خدمت میکنند.
💡 در طول فعالیت این شرکت چندین بار رانندگان در اعتراض به شرایط کاری در مقابل دفتر شرکت و همچنین دیگر شرکت تاکسی آنلاین (تپسی) و سایر اماکن، تجمعات اعتراضی ترتیب دادهاند. در آذر ۱۳۹۶ عده ای از رانندگان در اعتراض به کم کردن کرایهها تا ۴۰ درصد نسبت به ۴ ماه ابتدایی سال و ثابت ماندن کمیسیون شرکت، دسترسی به اطلاعات گوشی مسافران و رانندگان، نبود بیمه با توجه به ساعات کاری بالا، بستههای حمایتی و وجود قرارداد یک طرفه به نفع اسنپ، در مقابل دفتر این شرکت اجتماع کردند.