درنگ داشتن

لغت نامه دهخدا

درنگ داشتن. [ دِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) ادامه دادن. امتداد دادن. مَدّ. ( از منتهی الارب ). || ثبات داشتن. پایداری داشتن. مداومت داشتن. تاب مقاومت داشتن. استقامت داشتن:
که گر اژدها پیش آید به جنگ
ندارد به یک زخم ایشان درنگ.فردوسی.کنون خود ندارم دل و هوش و سنگ
که در رزم گردان بدارم درنگ.فردوسی.رهایی نباید که یابند هیچ
از ایشان که دارد درنگ و بسیچ.فردوسی.بدانست خاقان که یک یک به جنگ
ندارند در رزم با او درنگ.اسدی.چو برق است از ابر و آتش ز سنگ
گه روشنایی ندارد درنگ.اسدی. || تأمل کردن. دقت کردن. اندیشه کردن:
وگر اندر این گفته داری درنگ
به مردی کمر بند در کینه تنگ.فردوسی. || تأخیر کردن. کندی کردن. مسامحه کردن. سهل انگاری کردن. || به تأخیر انداختن. طول دادن پرداخت وام را. زمان بیشتر دادن: مُمادّة؛ درنگ داشتن وام را. ( از منتهی الارب ). || توقف داشتن. آرامش داشتن. سکون داشتن. ماندگاری داشتن:
و دیگر چو گیتی ندارد درنگ
سرای سپنجی چه پهن و چه تنگ.فردوسی.صبح است ساقیاقدحی پر شراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن.حافظ.

فرهنگ فارسی

ادامه دادن امتداد دادن ثبات داشتن پایداری داشتن تاب مقاومت داشتن تاخیر کردن توقف داشتن

جمله سازی با درنگ داشتن

💡 اگر مفاهيم صحيح واقعى واژه ها درك شود، اشتباهات و سوء تفاهماتى كه در شناخت مذهب واهداف آن براى عده اى پيش آمده يا مى آيد، مرتفع و اهداف واقعى مكتب، روشن مى شود. ازجمله مفاهيمى كه برداشت هاى مختلفى از آن شده، انتظار ظهور و فرج مهدى موعود (عج )است. به همين خاطر شايسته است با كمى تاءمل و درنگ، در اين زمينه، كنكاشى داشتهباشيم. انتظار از نظر ريشه ى لغوى،(124) به معناى درنگ در امور، نگهبانى، چشمبه راه بودن و نوعى اميد داشتن به آينده، تعبير شده است. آن چه با مراجعه به كتبلغوى معلوم مى شود، اين است كه انتظار يك حالت روانى به همراه درنگ وتاءمل است. اما از اين معنا مى توان دو نوع برداشت كرد. يكى اين كه، اين حالت روانى وچشم به راهى، انسان را به عزلت و اعتزال و انزوا بكشاند و منتظر، دست روى دستبگذارد، وضعيت فعلى را تحمل كند و به اميد آينده ى مطلوب، فقط انتظار بكشد.

💡 او به ولايت رسيده و از نعمت ولايت برخوردار است. نشستن و ايستادن و آمدن و رفتن و دوستداشتن و دشمن داشتن او همه از سمت ولى كنترل مى شود؛ نه از طرف هواها و حرف ها و جلوهها. مالك اين را يافته كه على اين مرد آزاد از غير حق و اين انسان آگاه حق، بيش از مالكبه مالك علاقه دارد و بيش از مالك از مصالح و منافع مالك آگاهى دارد و بيشتر از مالكبه منافع او مى انديشد و بهتر به منافع او مى انديشد؛ پس ديگر جاى درنگ نيست و جاىسركشى نيست؛ كه سركشى ها حماقت هاى زيان آورى بيش ‍ نيستند. جاى تسليم است واطاعت و پيروى و تشيع و دنباله روى.

نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز