لغت نامه دهخدا
درم وش. [ دِ رَ وَ ] ( ص مرکب ) مانند درم. درم مانند. درم گونه. درم وار:
تا خال درم وش تو دیدم
خلخال ترا درم خریدم.نظامی.
درم وش. [ دِ رَ وَ ] ( ص مرکب ) مانند درم. درم مانند. درم گونه. درم وار:
تا خال درم وش تو دیدم
خلخال ترا درم خریدم.نظامی.
مانند درم درم مانند درم گونه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او کسی بود که ۲ روش فراموششده قدیمی را در درمان صرع کودکان احیا نمود: اول استفاده از رژیم غذایی کتوژنیک در درمان صرع کودکان و دوم استفاده از روش جراحی نیمکرهبرداری در موارد شدید و مقاومبهدرمان صرع که به هیچ دارویی پاسخ نمیدهد.
💡 ناگهان در عیش پیوستی و پیوندی ابد شادمان درمی نشستی و نشینی جاودان
💡 درد دل را دوش می جستم دوائی از لبت گفت خواجو کی جراحت را بود درمان نمک
💡 زود از درم در آی که تابم دگر نماند می در پیاله کن که شرابم دگر نماند
💡 دولتی باشد که آیی از درم بگشادی روی رغم حاسد را به رویم این در دولت گشای
💡 و در نهایت عوامل لوجستیکی نیز در این کم گزارش کردن و آمار نادرست دخیل هستند. طبق برنامه حمایتی بخش بهداشت و درمان نپال، به سبب «آمار نادرست بیمارستانها و پلیس» به علاوه اینکه «آمارگیران ناکارآمد و ضعیف عمل میکنند»، این کم گزارش کردن خودکشی همچنان ادامه مییابد؛ حتی اگر موانع اجتماعی و قانونی هم برداشته شوند.