داغ و درفش کرد

لغت نامه دهخدا

داغ و درفش کردن. [ غ ُ دِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مجرمی رابرای اقرار بجرم داغها برنهادن. داغ و دروش کردن.

جمله سازی با داغ و درفش کرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از مهر تا به ذره زین آتشند بریان تنها همین نه صائب داغ و کباب حسن است

💡 سپس پيشواى سالخورده اسلام، در آن اجتماع بزرگ و روز داغ و بيابان تفتيده براىاينكه كمترين ابهامى نماند، دست على را گرفت وبلند كرد، چنانكه سپيدى زيربغل آن دونمايان شد، آنگاه به دنبال سخنان خود چنين افزود:

💡 ای ناله بی اثر جانم چه کاهی، وی شعله ناپدید از من چه خواهی زین گرمی نبود ثمر جز داغ و دردی، زان آتش نبود اثر جز دود آهی

💡 خشک‌کردن شکر نخست با خشک‌کن چرخشی داغ و سپس با دمیدن هوای سرد به مدت چند روز در سیلوهای تهویه انجام می‌گیرد. محصول پایانی در سیلوهای بزرگ فلزی یا بتنی ذخیره می‌شود. سپس به‌صورت فله یا کیسه‌های بزرگ یا کیسه‌های ۲۵–۵۰ کیلویی برای مشتری بسته‌بندی می‌شود.

💡 همان‌طور که مشخص است این روش تنها در کامپایلرهای درجا می‌تواند به کار رود (تنها با استفاده از اجرا کردن برنامه می‌توانیم قسمت‌های داغ و سرد آن را مشخص کینم).

💡 می‌روم داغ غلامی تو دارم به جبین در صف حشر به این داغ و علامت بروم

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز