لغت نامه دهخدا
داغ و دروش. [ غ ُ دِ رَو / رُو ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) داغ دروش. داغ و درفش. رجوع به داغ درفش و داغ و درفش و ترکیبات داغ شود.
داغ و دروش. [ غ ُ دِ رَو / رُو ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) داغ دروش. داغ و درفش. رجوع به داغ درفش و داغ و درفش و ترکیبات داغ شود.
از اتباع است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمترین بنده او گر بخوهد روز دغا بر رخ وران هژبران بنهد داغ و دروش
💡 داغ شوق و زخم عشقش می برم با خود به حشر تا ز خیل او شمارندم بدین داغ و دروش