دارو کردن

لغت نامه دهخدا

دارو کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درمان کردن. مرهم نهادن:
گفت هر دارو که ایشان کرده اند
آن عمارت نیست، ویران کرده اند.مولوی.مقبل امروز کند داروی درد دل ریش
که پس از مرگ میسرنشود درمانش.( غزلیات سعدی ).

فرهنگ فارسی

درمان کردن

جمله سازی با دارو کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر پایهٔ یک پژوهش که در سال ۱۳۸۷ خورشیدی منتشر شده‌است، میزان خودکشی زنان ایرانی دو برابر مردان بوده‌است. این پژوهش همچنین مصرف بیش از حد دارو را شایع‌ترین روش خودکشی در میان ایرانیان یافته‌است. حلق‌آویز کردن و خودسوزی، به‌ترتیب رایج‌ترین روش‌های خودکشی در میان مردان و زنان بوده‌اند.

💡 انبرک‌های نوری نیز برای جدا کردن سلول‌ها در قطرات مورد استفاده قرار گرفته‌اند.10 دو قطره در یک آرایه الکترود با یکدیگر آمیخته شده، یکی حاوی سلول و دیگری حاوی مواد غذایی و دارو است. قطرات آمیخته شده و انبرک‌های نوری برای انتقال سلول‌ها به یک طرف از قطرهٔ بزرگ‌تر قبل از جدا شدن مورد استفاده قرار می‌گیرند.

💡 روغن به وسیلهٔ خرد کردن کامل زیتون و جدا کردن روغن به وسیلهٔ روش‌های مکانیکی یا شیمیایی تولید می‌شود. این روغن به وفور در آشپزی، لوازم آرایش، دارو و صابون در قدیم به عنوان سوخت چراغ‌های روغنی استفاده می‌شود.

💡 در این روش دارو به منظور کوچک کردن و کم حجم کردن تومور اولیه مورد استفاده قرار می‌گیرد و زمینه را برای درمان موضعی (جراحی و پرتو درمانی) آماده می‌کند و خطرات ناشی از این نوع معالجه‌ها را کاهش می‌دهد.

💡 احتمال بهبودی از فردی به فرد دیگر متفاوت است. بقای ۶ ساله ۹۵ درصدی برای بیماری موضعی و بقای ۵ ساله ۸۰ درصدی برای کسانی که با متاستازهای کبدی محدود مواجه هستند. زمان بقا به‌طور متوسط از لحظه شروع کردن درمان با دارو به حدود ۱۲ سال افزایش یافته‌است.

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز