خواری بردن

مترادف‌ها

تحقیر شدن، خوار شدن، ذلیل شدن، رسوا شدن

متضادها

عزت یافتن، سربلندی، شکوه یافتن

لغت نامه دهخدا

خواری بردن. [ خوا / خا ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) تحمل خواری کردن. قبول پستی کردن. ( یادداشت مؤلف ):
یکی را چو من دل بدست کسی
گرو بود و می برد خواری بسی.سعدی ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

تحمل خواری کردن قبول پستی کردن

جمله سازی با خواری بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از بردن خواری دل من بارکشیدست زین پس نبرد خواری و زین پس نکشد بار

کلمات مرتبط