لغت نامه دهخدا
خط پنجه. [ خ َطْ طِ پ َ ج َ / ج ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که در درون کف دست از آن پنجه می باشد.
خط پنجه. [ خ َطْ طِ پ َ ج َ / ج ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که در درون کف دست از آن پنجه می باشد.
خطی که در درون کف دست از آن پنجه می باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشت زنی بدون دستکش (دست برهنه) یا بوکس خیابانی، ورزش بوکس بدون استفاده از دستکش یا سایر پوششها برای پنجه است.
💡 سال به پنجه این زمان، آمد و نیست در گمان؛ کز ره کینه آسمان، کم کند ای ستمگری
💡 ز طوفان پنجه مرجان نگردد بحر را مانع کجا ساکن کند دست نوازش بی قراران را؟
💡 ای زرافشان پنجهات پیوسته همچون آفتاب وی دل و دست تو از جود و کرم بحر و سحاب
💡 برگهای گیاه در فاصلهٔ دو مرحلهٔ پنجهزنی و ساقه رفتن رشد نموده و بلند میشوند و مجموعهای برگ را در ابتدای ساقه ایجاد میکنند. این مرحله را تشکیل روزت مینامند.
💡 علیرضا پنجهای در مرداد ۱۳۴۰ از پدر و مادری اهل شهرستان رشت، در ساوه به دنیا آمد. او از نوجوانی سرودن را آغاز کرد و نخستین اشعار خود را در سال ۱۳۵۶ سرود.