خسرو زرین عطا

لغت نامه دهخدا

خسرو زرین عطا. [ خ ُرَ / رُ وِ زَرْ ری ع َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ).

فرهنگ فارسی

کنایه از آفتاب عالمتاب است

جمله سازی با خسرو زرین عطا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بربند به شاهی کمر و طوق غلامی در گردن صد خسرو زرین کمر انداز

💡 حسن روزافزون نگر کان خسرو زرین طناب دی هلالی بود و امشب ماه و امروز افتاب

💡 چون به دل بردن درآید دلبر سیمین بدن از سرو افسر برآید خسرو زرین کلاه

💡 گدای بی زر و سیمم که با خود یار می خواهم شه سیمین رکابی خسرو زرین عنانی را

💡 میکشد تیغ از کمر آن خسرو زرین کمر تا بسوزاند جهان از برق شمشیر طلا