لغت نامه دهخدا
خاص زر. [ زَ ] ( اِ مرکب ) زر اعلاء. ( ناظم الاطباء ).
خاص زر. [ زَ ] ( اِ مرکب ) زر اعلاء. ( ناظم الاطباء ).
زر اعلائ
💡 سه قسمت این ولایت نزد اشخاص یکی مطلق یکی محدود و یک خاص
💡 امام صادق عليه السلام نام او را در ليست اصحاب خاص حضرت بقيّة اللّه - روحى فداه -آورده است.(130)
💡 حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاص چو سرو باش که هست از هوای خود رقاص
💡 از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد ذات یکی صفت بسی خاص یکی و عام صد
💡 سرو را از نوید خلعت خاص بس که امیدوار گردیدم