جنگ ازما

لغت نامه دهخدا

( جنگ آزما ) جنگ آزما. [ ج َ زْ / زِ ] ( نف مرکب ) جنگجو. جنگاور. مخفف جنگ آزماینده:
شنیدم ز جنگ آزمایان پیش
که از زور تن زهره مرد بیش.نظامی.

فرهنگ عمید

( جنگ آزما ) =جنگجو

فرهنگ فارسی

( جنگ آزما ) جنگجو جنگاور مخفف جنگ آزماینده

جمله سازی با جنگ ازما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که ای نامداران جنگ آزمای سراسر به اسب اندر آرید پای

💡 جهان بر جوانان جنگ آزمای رها کن فروکش تو پیرانه پای

💡 ببوسید مر سام را دست و پا که کوتاه کن رزم جنگ آزما

💡 گر نسازد با مزاج او جهان می‌شود جنگ آزما با آسمان

💡 چو گرگین میلاد جنگ آزمای نشسته به پیش جهان کدخدای

💡 گرت رای جنگست جنگ آزمای ورت رای برگشتن ایدر مپای

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز