جبی ند
لغت نامه دهخدا
جبی ند. [ ج َن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش حومه سراسکند شهرستان تبریز. این ده در سی وپنج هزارگزی باخترسراسکند و دوازده هزارگزی خط آهن مراغه بمیانه واقع شده و محلی است کوهستانی و معتدل و 259 تن سکنه دارد. آب آنجا از رودخانه و چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات و حبوبات است و شغل اهالی زراعت و گله داری. و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان آتش بیک بخش حومه سر اسکند شهرستان تبریز. این ده در سی و پنج هزار گزی باختر سر اسکند و دوازده هزار گزی خط آهن مراغه بمیانه واقع شده و محلی است کوهستانی و معتدل و دویست و پنجاه و نه تن سکنه دارد.
جمله سازی با جبی ند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لیونل جبی زادی (انگلیسی: Lionel Djebi-Zadi؛ زادهٔ ۲۰ مهٔ ۱۹۸۲) بازیکن فوتبال اهل فرانسه است.
💡 سویولجوزاده مصطفی ایوبی (۱۶۱۹؟، استانبول - ۱۶۸۶) خطاط عثمانی بود. وی خطاطی را از دده و پس از مرگ وی از درویش علی آموخت و پس از کسب جواز خطاطی مابقی عمر خود را وقف خطاطی و آموزش آن کرد. از شاگردان مشهور وی میتوان به خوجازاده محمد، جبیزاده عبدالله و حافظ عثمان اشاره کرد.