جب باج

لغت نامه دهخدا

جب باج. [ ج َ ]( اِ ) جامه ای که پادشاهان بروز نوروز پوشند. ( برهان )( آنندراج ) ( فرهنگ ضیاء ). این کلمه بصورتهای جباج جبتاج و جبیاج نیز آمده است. رجوع به کلمات فوق شود.

فرهنگ فارسی

جامه که پادشاهان بروز نوروز پوشند

جمله سازی با جب باج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کو حریفی به حریف افکنی او که برند از تنزل به درش باج ستانان هم باج

💡 روز دیگر چون به تخت عاج مهر افروخت تاج میر روم آورد باج از جنس سقلاب و خزر

💡 تیمیاوین (به عربی: تیمیاوین) یک شهرک و شهرداری‌های الجزایر در الجزایر است که در ناحیه برج باجی مختار واقع شده‌است.

💡 باج (که خراج هم گفته می‌شود) سرمایه‌ای است که یکی از طرفین به عنوان نشانه‌ای از احترام یا اغلب در زمینه‌های تاریخی یا نشانی از تسلیم یا وفاداری به دیگری می‌دهد.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به آقای ایکس، باج‌گیری و زندگی این سال اشاره کرد.

💡 ز وحشت باج می گیرد به الفت تاج می بخشد بیا شرمنده حسرت مکن دیوانه ما را

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز