لغت نامه دهخدا
جادوی کردن. [ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سحر کردن. سحر. ( ترجمان القرآن ). ساحری.
جادوی کردن. [ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سحر کردن. سحر. ( ترجمان القرآن ). ساحری.
سحرکردن ساحری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنوز هم مراسم سنتی به هنگام صید، کاشت، برداشت یا در موقعیتهای خاص برگزار میشود. در طی این مراسمها از انواع ارواح تقاضای حمایت و کمک یا دور کردن نحسی و شر مینمایند. اکثر اقوام و حتی خانوادهها طلسمها و مهرههای جادویی خاص خود دارند.
💡 برتون در سالهای پایانی عمر خود کتابی ضدیهودی به نام «یهودی، کولی و اسلام» نوشت که در آن از دین یهودیت به شدت انتقاد کرد. او معتقد بود که دین یهودیت کنترل انگلستان را در دست دارد و غیریهودیان را در حد حیوانات میداند. او در این کتاب ادعا کرد که یهودیان به صورت مخفیانه به قربانی کردن انسان برای آزمایشهای جادویی میپردازند. این کتاب، که بعد از مرگ برتون چاپ شد، دارای اضافاتی با جزئیات زیاد از تحقیقات برتون در این زمینه بود که توسط بیوه او حذف گردید.