فرهنگستان زبان و ادب
{electric displacement} [فیزیک] حاصل ضرب گذردهی و شدت میدان الکتریکی متـ. القای الکتریکی electric induction
{electric displacement} [فیزیک] حاصل ضرب گذردهی و شدت میدان الکتریکی متـ. القای الکتریکی electric induction
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سامانه مشابه دیوار سنگین است اما دریچههایی در بالا و پایین دیوار ترومپ تعبیه میشود تا گرمای ذخیره شده در دیواره از طریق جابه جایی هوا به فضاهای داخلی انتقال یابد.
💡 این مجموعه اولین دستگاه مجهز به کابین و سی یژ به صورت همزمان در کشور است که قابلیت جابه جایی همزمان ورزشکاران رشته اسکی و گردشگران محترم را دارد. این مجموعه واقع درارتفاعات ۲۷۵۰ متری شهر قزوین در رشته کوههای الموت قرار گرفتهاست.
💡 با توافقی که بین نمایندگان مستقر با هم صورت گرفته بود و با توجه به اقبال مردم این دو روستا به هریک از آن دو نماینده این جابه جایی صورت گرفت.
💡 مکعب روبیک توجه کاربردهای نظریه گروههای ریاضی را به خود معطوف کرد که برای استنباط الگوریتمها مفید بوده به خصوص آنهایی که ساختار جابه جایی دارند یعنی XYX−1Y−1
💡 علت این جابه جایی مربوط می شد به انتخابات مجلس شورای اسلامی؛ در آن زمان شهرستان بابلسر با ترکیب بخش های بندپی غربی و شرقی یک نماینده در مجلس داشتند و شهرستان بابل بدون بخش های بندپی غربی و شرقی یک نماینده.