لغت نامه دهخدا
ته نشستن. [ ت َه ْ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) ته نشین شدن. در ته ظرف جای گرفتن مواد. رسوب. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ته نشست شود.
ته نشستن. [ ت َه ْ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) ته نشین شدن. در ته ظرف جای گرفتن مواد. رسوب. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ته نشست شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در روايت ديگر منقول است كه: لقمان عليه السلام فرمود كه بر در بيت الخلاءهانوشتند كه بسيار نشستن در بيت الخلاء مورث بواسير است (71).
💡 کایام وصال است و شب هجر سرآید برخیز «صفایی» چه نشستن که رسیدیم
💡 در ورودی روستای وکان، مرکزی برای اطلاع رسانی و استقبال از گردشگران وجود دارد و جادهای هست که اطراف ان با دیوار محافظت شدهاست و مناطقی برای خدمت رسانی و جاهایی برای نشستن وجود دارد و مرکزی نیز به عنوان استراحتگاه هست که بر روستا و مزارع پلهای مشرف است.
💡 زرتشتیها هنوز از نوعی تقویم استفاده میکنند که در دوره ساسانی بنیاننهاده شده بود. مبدأ این تقویم هنوز از زمان بر تخت نشستن یزدگرد سوم محاسبه میشود که در سال ۶۳۲ میلادی بود.
💡 در روايـت ديـگـر از آنـ جـنـاب منقول است كه طول بدهيد نشستن بر سر سفره را اين ساعتى است كه از عمر شما حساب نمي شود.
💡 دیسکهای ستون فقرات کمری خاجی در حالت نشسته سه برابر بیشتر از زمانی که میایستید فشار را تحمل مینمایند و نشستن بدون یک حمایتکننده منجر به این میشود که ستون فقرات شکل و وضعیتی بیمار گونه به خود بگیرد.