تشبیه گر

مترادف‌ها

تشبیه کننده، مقایسه کننده

لغت نامه دهخدا

تشبیه گر. [ ت َ گ َ ] ( ص مرکب ) مانندکننده چیزی به چیزی دیگر:
تشبیه گران سخن آرای به صد قرن
شبه تو نیابند ز اقران و ز اشباه.
سوزنی ( دیوان چ شاه حسینی ص 345 ).

فرهنگ فارسی

مانند کننده چیزی به چیزی دیگر

جمله سازی با تشبیه گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مکن به سرو و مه آن دلفریب را تشبیه که او جداست به خوبی و سرو و ماه جدا

💡 من به دریا کف او را به چه تشبیه کنم که بود دریا در پیش کف او شَمَری

💡 فکر من زلف تو را روزی به شب تشبیه کرد مانده ام روز و شب از فکر پریشان شرمسار

💡 باراک اوباما در جریان انتخابات ۲۰۱۲ رقیب جمهوریخواه خود میت رامنی را به «رابین هود» تشبیه نمود و گفت:

💡 - شاعر پاتریک کاواناگ در شعرش «جادهٔ اینیسکین: غروب ژوئیه» تنهایی اش در جاده به سلکرک تشبیه کرده:

💡 یک تشبیه گر ماهر در ادبیات می‌تواند با استفاده از آرایه‌های بیانی، مفاهیم انتزاعی و پیچیده را به شکلی ملموس و زیبا برای مخاطب خود توصیف کند.

💡 در تحلیل متون شعر کلاسیک، نقش تشبیه گر در خلق تصاویر ذهنی و جان بخشیدن به کلمات، از اهمیت بسیار بالایی در زیبایی‌شناسی اثر برخوردار است.

💡 نویسندگان بزرگ همواره تلاش می‌کنند تا با ایفای نقش یک تشبیه گر، پیوندی عمیق میان دنیای واقعیت و دنیای خیال در نوشته‌های خود برقرار کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران