تر گردیدن

مترادف‌ها

خیس شدن، مرطوب شدن

متضادها

خشک شدن

لغت نامه دهخدا

تر گردیدن. [ت َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) لطیف و تازه شدن:
نرم وتر گردد و خوشخوار و گوارنده
خار بی طعم که در کام حمار آید.ناصرخسرو.|| مرطوب و نمدار شدن. و رجوع به تر و تر گشتن و ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

لطیف و تازه شدن یا مرطوب و نمدار شدن.

جمله سازی با تر گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آب گردیدن ز ما بی‌انفعالی‌ها نبرد طبع ما ر چون‌گداز شیشه ترگشتن‌کم است

💡 مدر حصیر و چوزیلو بگوشه ساکن شو بسان تکیه نمد چند هرزه گردیدن

💡 اقدام ترکیبی نور برآینده شده از یونیزه گردیدن و متراکم شدن لبه ابر از ستاره بزرگ و باد ستاره های جوان که گاز را از قسمت مرکز به بیرون انتقال می دهد منتهی به متراکم سازی بسیار بالا در سحابی خرطوم فیل می گردد. این نیرو باعث تشکیل نمودن نسل کنونی پیش ستاره ها گردیده.

💡 آب تا بود دلم، در دل دریا بودم کرد از بحر مرا دور، گهر گردیدن

💡 عرفی ره مجنون مرو، این درد نه دردی است کز بیهده گردیدن هامون رود از دل

💡 با شروع ناگهانی باران شدید در هنگام پیاده‌روی، لباس‌های من کاملاً تر گردید و مجبور شدم سریع‌تر به سمت اولین پناهگاه بروم.

💡 اگر مراقب نباشید و از میان گودال‌های آب عبور کنید، کفش‌های نو و گران‌قیمت شما به سرعت با آب تر می‌گردند.

💡 سطح زمین پس از بارش مداوم برف و ذوب شدن آن، به سرعت با آب‌های جاری و گل‌آلود تر می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران