لغت نامه دهخدا
تاوان شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سربارشدن. زحمت افزودن. دشواری بوجود آوردن:
اندر این باران و گل او کی رود
بر سرو جان تو او تاوان شود.مولوی.
تاوان شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سربارشدن. زحمت افزودن. دشواری بوجود آوردن:
اندر این باران و گل او کی رود
بر سرو جان تو او تاوان شود.مولوی.
سربار شدن زحمت افزودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3 نهى از منكر، گاهى تاوان تبعيد شدن دارد. (اَخرجوا آل لوط)