لغت نامه دهخدا
تأثیر داشتن. [ ت َءْ ت َ ] ( مص مرکب ) مؤثر واقع شدن. نتیجه داشتن: کوشش من تأثیر نداشت؛ تلاش من نتیجه نداشت. رجوع به تأثیر شود.
تأثیر داشتن. [ ت َءْ ت َ ] ( مص مرکب ) مؤثر واقع شدن. نتیجه داشتن: کوشش من تأثیر نداشت؛ تلاش من نتیجه نداشت. رجوع به تأثیر شود.
موثر واقع شدن ٠ نتیجه داشتن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاتریتسیا به دلیل این قتل به ۲۹ سال حبس محکوم شد او ادعا کرد که تومور مغزی بر شخصیتش تاثیر داشته است و درخواست داد که محکومیت او لغو شود. در سال ۲۰۰۰ میلادی، یک دادگاه تجدیدنظر در میلان این محکومیت را تأیید کرد اما مجازات را به ۲۶ سال حبس کاهش داد. در سال ۲۰۰۰، پاتریتسیا سعی کرد با حلق آویز کردن خود با ملحفه خودش را بکشد اما این کار توسط نگهبانان زندان خنثی شد. در سال ۲۰۰۵، با وجود قوانین در برابر حیوانات خانگی زندان، تیم حقوقی پاتریتسیا زندان را متقاعد به اجازه برای نگه داشتن حیوان خانگی میکنند. در اکتبر سال ۲۰۱۱، او واجد شرایط آزادی مشروط تحت یک برنامه آزادی کاری شد اما نپذیرفت و گفت: «من هرگز در زندگی ام کار نکردهام، و مطمئناً اکنون هم نمیخواهم شروع کنم». او در اکتبر ۲۰۱۶ پس از ۱۸ سال بهدلیل حسن رفتار از زندان آزاد شد.
💡 آنکه از تاثیر پاس حشمتش باد سحر غنچه ای در دل نمی یارد پریشان داشتن