لغت نامه دهخدا
بله گوش. [ ب َل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) صاحب گوش بزرگ. که لاله گوش پهن و شخ دارد. بزرگ گوش. آذن. اذناء. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || نبزیست مردم قزوین را. بمزاح، یک تن قزوینی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
بله گوش. [ ب َل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) صاحب گوش بزرگ. که لاله گوش پهن و شخ دارد. بزرگ گوش. آذن. اذناء. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || نبزیست مردم قزوین را. بمزاح، یک تن قزوینی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
صاحب گوش بزرگ. که لال. گوش پهن و شخ دارد. بزرگ گوش. آذن. اذنائ. یا نبزیست مردم قزوین را. به مزاح یک تن قزوینی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این صدای گزارشگر شبکه ملی رادیویی آلمان بود که در هنگام المپیک ۱۹۸۸ به گوش میرسید و از بازیهای اعجابانگیز توماس هاسلر چنان به وجد اومده که او رو مارادونای آلمان خطاب میکند. بله در همین دوره از بازیها بود که به لطف بازیهای تکنیکی جوان کوتاه قامت در تمام نقاط خط میانی، سرزمین ژرمنها صاحب اولین مدال المپیکی (برنز) تاریخ فوتبال خود شد.