فرهنگستان زبان و ادب
{corn snow, granular snow} [علوم جَوّ] ← برف بهاره
{corn snow, granular snow} [علوم جَوّ] ← برف بهاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بروی سبزه تر دانه دانه قطره شبنم فتاد و زیب فیروزه همه درهای غلطان شد
💡 نداد دست جز اینم که ریختم ز دو دیده به پای او گهر اشک دانه دانه خود را
💡 به گفتهٔ چند زندانی: همه جا پر از ساس و شپش است طوری که برای ما عادی شده، هر روزخیلی عادی به هواخوری رفته و آنها و تخم هایشان را دانه دانه میترکانیم
💡 على عليه السلام از جا برخاست. فاطمه عليهاالسلام شوريدهحال، به حضرت حسن مجتبى عليه السلام خيره شد. مرواريد اشك، دانه دانه از صدفچشمانش بر چهره اش فرو غلتيد. قامتش بى اختيار تا شد و درهمان جا روى زمين نشسته وسرش را پايين انداخت.
💡 انگور را دانه دانه بخوريد كه دانه دانه خوردن آن گواراتر است.
💡 نک نامهشان رسید به خرما و نیشکر و آن نار دانه دانه و بیهیچ دانه بین