بر باد تند نشستن

فرهنگ معین

(بَ. دِ تُ. نِ شَ تَ ) (مص ل. ) خشمگین شدن، نهایت خشم.

ویکی واژه

خشمگین شدن، نهایت خشم.

جمله سازی با بر باد تند نشستن

💡 پریشان و سرو جان داده بر باد چو زلف آمد ملک بر پایش افتاد

💡 چون زهرهٔ شیران بدرد نالهٔ کوس بر باد مده جان گرامی به فسوس

💡 جهان بر آب نهاده‌ست و زندگی بر باد غلام همّت آنم که دل بر او ننهاد

💡 همه دشمنان شکست خورده‌اند، همه امیدهای آن‌ها بر باد رفته‌است!

💡 داد بر باد فنا ماحصلم را که دلم خاست در مصطبۀ عشق قماری بکند

💡 بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب هر کس برای کسب هوا سیر می کند