لغت نامه دهخدا
بام گردان. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) بام غلطان. ( ناظم الاطباء ). سنگی که بر پشت بام غلطانند تا قشر گلین آن سخت شود. بام گلان. بام غلتان. رجوع به بام غلتان شود.
بام گردان. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) بام غلطان. ( ناظم الاطباء ). سنگی که بر پشت بام غلطانند تا قشر گلین آن سخت شود. بام گلان. بام غلتان. رجوع به بام غلتان شود.
بام غلطان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه بر گردون گردان پاسبان بام توست عاشق نام توام تا ماه خوبان نام توست
💡 نمیدانم که تا این بی در وبام برای چیست گردان بام تا شام