فرهنگستان زبان و ادب
{rain crust} [علوم جَوّ] نوعی برف پوسته ناشی از یخ زدن دوبارۀ بلورهای سطحی برف که بارش باران آنها را ذوب یا نم دار کرده است
{rain crust} [علوم جَوّ] نوعی برف پوسته ناشی از یخ زدن دوبارۀ بلورهای سطحی برف که بارش باران آنها را ذوب یا نم دار کرده است
💡 در سازههای متکی بر هوا بارهای مرده (وزن پوسته و بارهای دایمی معلق از پوسته) و بارهای زنده (بار برف، باران، بادو بارهای وارده موقت ارزیابی میشوند. علاوه بر این سازه برای بارهای ناشی از فشار هوا که برای باقیماندن پوسته در کشش ذخیره میگردد و بارهای مرده و زنده را نگاه میدارد نیز تحت بررسی قرار میگیرد.
💡 کستیل به کراولی و رافائل حقه میزند و شخصاً دروازههای برزخ را باز میکند و روحها را میبلعد. کراولی فرار میکند و رافائل توسط کستیل منفجر میشود. دین و بابی تلاش میکنند کستیل را خونسرد کنند تا روحهای شیطانی را از وجودش بیرون بکشند ولی کستیل که از قدرتش دچار وسوسه شده اعلام میکند او هیچ دوستی ندارد. سم با چاقوی فرشته مقرب به کستیل حمله میکند ولی کستیل میگوید این چاقو اثری روی او ندارد زیرا او دیگر فرشته نیست. پس کستیل خود را خدای جدید جهان میخواند و به آنها میگوید که به او تعظیم کنند و گرنه نابود میشوند. کستیل از کشتن دین و سم و بابی صرف نظر میکند و به میان مردم میرود و کشتار راه میاندازد و در بهشت حمام خون به پا میکند. از طرفی به دلیل وجود روحهای شیطانی پوسته اش در حال نابود شدن است. در آخر کستیل متوجه اشتباهش میشود و با کمک وینچسترها روحهای شیطانی را از بدنش بیرون میراند ولی روح لوایتانها او را رها نمیکنند و کنترلش را به دست میگیرند. سپس او را به سمت رودخانه برده و ریز ریز میکنند. تنها کت بارانی کستیل به جا میماند. دین که شدیداً ناراحت شده کت را به عنوان یادگاری بر میدارد.