انزوا گرفتن
مترادفها
گوشهنشینی کردن، کنارهگیری کردن، دوری گزیدن، تنهایی گزیدن
متضادها
معاشرت کردن، اجتماعی شدن، همنشینی کردن
لغت نامه دهخدا
انزوا گرفتن. [ اِ زِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) گوشه گرفتن. عزلت گرفتن:
صحرای دولت تو خوش و سبز و خرم است
نتوان گرفت بیهده در خانه انزوا.معزی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
گوشه گرفتن. عزلت گرفتن
جمله سازی با انزوا گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما اين حكم تا آنجا اعتبار دارد كه معصيت مزبور فردى باشد و حيطه اثرگذارى آن درشخص محدود شود و آنجا يك فرد يا گروه اقدام به اعمالى كند كه در اثر آن حيثيت كلىجامعه در خطر قرار گيرد، وظيفه خواص جامعه افشاى اسرار و فعاليتهاى آنهاست. اينروشنگرى سه پيامد دارد: اولا بسترى فراهم مى شود تا اعضاى فريب خورده جبهه نفاقتوبه كنند و باز گردند. ثانيا، موجب افزايش شناخت مردم مى شود تا فريب اين گروهرا نخورند. ثالثا سبب محدوديت فعاليتهاى منافقين و در انزوا قرار گرفتن آنها مىشود.
💡 این انتخاب هم به ترتیب ارزیابی نقاط قوت و هم به امکان در نظر گرفتن نقاط ضعف وابسته است. همچنین نحوهٔ جملهبندی عبارت نیز بر فرایند تأثیر گذار است. برای مثال عبارت «ماشین به ستون خوردهاست.» را در مقابل «ماشین با ستون تصادف کردهاست.» در نظر بگیرید. جملهبندی این دو خبر، اجزای متفاوتی از حافظه را تحریک کرده و توانایی بازسازی آن را دارد. حافظه چیزی نیست که در انزوا رخ بدهد، بلکه چیزی یکپارچه است، بنابراین از اهداف تصمیمگیرنده، پرسش مطرح شده و از عوامل نامتناهی بیرونی و درونی تأثیر میگیرد.