لغت نامه دهخدا
ام شبل. [ اُم ْ م ِ ش ِ ] ( ع اِ مرکب ) لبوه. ( المرصع ). شیر ماده.
ام شبل. [ اُم ْ م ِ ش ِ ] ( ع اِ مرکب ) لبوه. ( المرصع ). شیر ماده.
لبوه. شیر ماده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای شیخ تهلیل کن، شبلی که خداوندش رحمت کناد، چنین خواند:
💡 نماند ما و من جز من در آفاق تو باشی در یکی شبلی بکل طاق
💡 بخش افگویه یک منطقهٔ مسکونی در سومالی است که در شبل پایین واقع شدهاست.
💡 نجس ار پیرهن شبلی و معروف بپوشد همه دانند که از سگ نتوان شست پلیدی
💡 حکایة کرد شبلی نزد یاران که چون دید او مرا آهسته نالان