ام حلیمه

لغت نامه دهخدا

ام حلیمه. [ اُم ْ م ِ ح َ م َ ] ( اِخ ) زینب دختر جحش الاسود. از زنان پیغمبر اسلام بود. ( از تاریخ گزیده چ لندن، ص 159 ).

جمله سازی با ام حلیمه

💡 در شهریور ۱۳۹۲، حلیمه عالی، نمایندهٔ زابل در مجلس ایران دربارهٔ افزایش یافتن مهاجرت از استان سیستان و بلوچستان به دلیل خشک‌سالی، هشدار داد و از دولت جمهوری اسلامی ایران درخواست کرد که به زنده‌کردن دریاچه هامون بپردازد. تالاب بین‌المللی هامون در این دوران، خشک شده بود و طوفان شن و گرد و غبار تشدید شد.

💡 حلیمه سلطان دارای اصالتی آبخازی بود و بعدا وارد حرم‌ سرای محمد سوم در مانیسا شد. او در سال ۱۵۸۶ شاهزاده محمود را به دنیا آورد. حلیمه در سال ۱۵۹۵ زمانی که همسرش به سلطنت رسید او همراه با فرزندانش به استانبول رفت. او بعداً در سال ۱۶۰۰ شاهزاده مصطفی را به دنیا آورد.

💡 عدن در اردوگاه پناهندگان در کنیا متولد شد و در سن شش سالگی به آمریکا نقل مکان کرد و در سنت ابر واقع در مینه سوتا مستقر شد. همکلاسی‌های حلیمه در دبیرستان آپولو برای بازگشت او به مدرسه خود رای دادند. او دانشجوی دانشگاه ایالتی سنت ابر است.

💡 وجود امامزاده بی بیا (بی بی حلیمه خاتون) در این روستا که مردم این روستا اعتقاد خاصی به آن دارند چهره خاصی با گنید سبز رنگش به روستا بخشیده‌است.

💡 دریاچه عروس حلیمه‌جان، به قدری زیبا و چشم‌نواز است که به عروس گیلان شناخته می‌شود. از زیباترین منظره‌های این دریاچه جلبک‌های روی آب هستند. این جلبک‌ها سراسر دریاچه را پوشانده‌اند و هنگام ظهر با وزش باد کنار می‌روند و آب دریاچه مشخص می‌شود. روستای حلیمه‌جان آب‌وهوای مساعدی دارد و در تابستان‌ها نیز بسیار خنک است.

💡 حاجی که از وضعیت جنگ اخباری شنیده و با علاقه پیشروی‌های هیتلر را در اروپا دنبال می‌کند، باور دارد که به‌زودی هیتلر و ارتش آلمان، پس از گرفتن روسیه، وارد تهران می‌شوند. این بخش با مرگ پیرترین زن حاجی آقا، حلیمه خاتون که به درد مزمن معده مبتلاست، پایان می‌یابد.